خاموشی یک ذهن روشن | مرگ ناگهانی مرد آب؛ پایان یک دوره دانایی

دکتر رضا میرزایی از همان جنس انسان‌هایی بود که نبودشان، خلأیی واقعی در یک حوزه تخصصی ایجاد می‌کند؛ نه فقط برای همکاران و دوستانش، بلکه برای مردمی که شاید با او هم صحبت نشده باشند.

به گزارش روشنا، عباس دارایی روزنامه نگار طی یادداشتی نوشت: مرگ بعضی آدم‌ها فقط پایان یک زندگی نیست؛ پایان یک دوره از فهم، تجربه و دغدغه‌مندی است. دکتر رضا میرزایی از همان جنس انسان‌هایی بود که نبودشان، خلأیی واقعی در یک حوزه تخصصی ایجاد می‌کند؛ نه فقط برای همکاران و دوستانش، بلکه برای مردمی که شاید با او هم صحبت نشده باشند اما سال‌ها از ثمره تصمیم‌ها و تحلیل‌ هایش بهره برده‌اند.او بین سال‌های ۹۴ تا ۹۹ مدیرعاملی آب منطقه‌ای لرستان را برعهده داشت؛ دوره‌ای که با بحران‌های پیچیده، خشکسالی، سیلاب‌ها و چالش‌های مدیریتی همراه بود. اما میرزایی تنها یک مدیر نبود؛ تحلیل‌ گری ژرف‌نگر، متخصصی باسواد، انسانی آرام و دغدغه‌مند که هر تصمیمش بر پایه مطالعه، تجربه و آینده‌ نگری بنا می‌شد.
در جلسات، کمتر سخن می‌گفت اما وقتی حرف می‌زد، حرفش وزن داشت؛ وزن دانشی که سال‌ها با کار میدانی، پژوهش و شناخت دقیق از اقلیم لرستان ساخته بود.
مرگ ناگهانی او در یکم آبان، شوکی بود که هنوز از ذهن بسیاری پاک نشده است. رفتنی بی‌خبر، بی‌مقدمه و بی‌حاشیه؛ درست شبیه شخصیتش که همیشه دور از هیاهو بود و کار را بر نمایش ترجیح می‌داد.
در روزی که خبر رفتنش منتشر شد، بسیاری از همکارانش یک جمله مشترک گفتند: «آدمی مثل میرزایی تکرار نمی‌شود.» میرزایی از آن مدیرانی بود که مسئولیت را نه جایگاه، بلکه تاثیر گذاری  می‌دانست، دغدغه آب را با جانش زندگی می‌کرد؛ از تحلیل‌های کلان ملی تا جزئی‌ترین مسائل محلی. او باور داشت که آب، مسئله امروز نیست؛ مسئله آینده است و آینده را باید با عقلانیت و برنامه‌ریزی ساخت.
اکنون که او نیست، تنها نامش باقی نمانده؛ نسلی از کارشناسان و مدیران جوان باقی مانده‌اند که زیر سایه آموزش‌ها، سخت‌ گیری‌ها و نگاه علمی او رشد کردند. میراث واقعی او همین است: آدم‌هایی که یاد گرفته‌اند آب را نه یک پروژه، بلکه یک مسئولیت ملی ببینند، در سوگ او باید گفت: «گاهی یک انسان، خودش یک «منبع» است؛ منبع دانایی، منبع آرامش، منبع تحلیل و وقتی چنین منبعی خاموش می‌شود، باید ایستاد، سکوت کرد و قدر دانست ، روحش آرام. یادش روشن.