وقتی صدای شادی، بوی مرگ میگیرد؛ رسمی که همچنان در مراسمها قربانی میگیرد
به گزارش روشنا، حسام شفیعی، نویسنده و فعال اجتماعی لرستان، طی یادداشتی با نتقاد از شیوع فرهنگ نادرست تیراندازی در مراسمهای محلی، بر ضرورت مقابله جدی با این پدیده و تغییر نگرش اجتماعی تأکید کرد و گفت: سالهاست که تقریباً هر ماه و دستکم در هر فصل، خبر جانباختن انسانی بیگناه بر اثر شلیک گلوله در مراسمهای شادی و گاهی در مراسمهای غم و اندوه، از گوشهوکنار کشور بخصوص جوامع سنتی و محلی غرب کشور به گوش میرسد؛ با این حال، این رسم نادرست هنوز نتوانسته است به درس عبرتی برای جامعه تبدیل شود و همچنان در برخی مناطق ادامه دارد. چه خانوادههایی که با نیت شادی و شرکت در یک مراسم عروسی راهی میشوند، اما هنگام بازگشت، مصیبت از دست دادن جوان، نوجوان یا یکی دیگر از اعضای خانواده را با خود به خانه میبرند. خانوادههایی که سالها رنج این فقدان را بر دوش میکشند و خاطرات تلخ آن روز، برای همیشه در ذهن و زندگیشان باقی میماند. در چنین شرایطی، مراسمی که قرار بوده است خاطرهای خوش بر جای بگذارد، به نقطه آغاز اندوهی ماندگار تبدیل میشود.
بی شک فلسفه وجودی این رفتار و هر توجیهی که برای تیراندازی در مراسمها، بهویژه مراسمهای شادی، مطرح شود، نمیتواند خطرات و پیامدهای آن را توجیه کند. اگر هدف از این کار، ابراز شادی، اطلاعرسانی یا جلب توجه و دیده شدن و فخر فروشی به دیگران باشد، امروزه با وجود فناوریهای ارتباطی و امکانات متنوع دیجیتالی، راههای فراوانی و به مراتب بهتری برای دیده شدن و جلب توجه دیگران وجود دارد؛ راههایی که هم ایمنتر هستند و هم میتوانند به شکلی مؤثرتر پیام شادی و خوشحالی را منتقل کنند. اگر در گذشته برخی افراد از شلیک گلوله برای خبررسانی، خودنمایی یا نشان دادن قدرت و جایگاه اجتماعی خود استفاده میکردند، امروز دیگر چنین توجیهاتی پذیرفتنی نیست. جامعه میتواند با بهرهگیری از ابزارهای نوین و شیوههای جایگزین، مراسمهای خود را برگزار کند، بدون آنکه جان انسانها را در معرض خطر قرار دهد و هیچ نیازی به استفاده از سلاح برای اثبات شادی، قدرت یا اعتبار اجتماعی وجود ندارد.
در خصوص راهکار مقابله با این پدیده شوم و البته تاثیرگذار بر سرنوشت مردم، تجربه نشان داده است که در برخی موارد، فرهنگسازی و ریشسفیدی بهتنهایی نتوانستهاند به یک رفتار نادرست اما ریشهدار در میان برخی جوامع، بهویژه جوامع قبیلهای و طایفهای، پایان دهند. ازاینرو، در کنار اقدامات فرهنگی و اجتماعی، برخورد قانونی بازدارنده و اعمال مجازات سنگین و متناسب برای افرادی که با تیراندازی در مراسمها جان و امنیت دیگران را به خطر میاندازند، ضروری است. بهترین راه، استفاده از ابزارهای قهریه و وضع آرای سنگین قضایی برای افرادی ست که با استفاده از تفنگ و اشاعه فرهنگ آن بویژه در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی، اقدام به تیراندازی خواه بدون تلفات جانی و خواه با تلفات جانی می کنند، می باشد. ترویج و عادیسازی این رفتار در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی باید جدی گرفته شود؛ چراکه انتشار تصاویر و فیلمهای تیراندازی با هدف نمایش قدرت یا افتخارآفرینی میتواند به عادی جلوه دادن این رفتار در میان دیگران دامن بزند.
جان انسانها مهمتر از هر رسم و سنتی است
واقعیت این است که هیچ رسم و سنتی، هرقدر هم که در گذر زمان ریشه دوانده باشد، نمیتواند ارزشمندتر از جان انسانها باشد. شادیای که احتمال دارد به بهای از دست رفتن یک انسان تمام شود، دیگر شادی نیست و مراسمی که با صدای گلوله همراه میشود، ممکن است خاطرهای تلخ و زخمی ماندگار بر دل خانوادهها بر جای بگذارد. تغییر این وضعیت، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه جامعه نیاز دارد؛ به روزی که شلیک در مراسم عروسی نه نشانه افتخار و قدرت، بلکه رفتاری خطرناک و ناپذیرفتنی تلقی شود. در این مسیر، خانوادهها، بزرگان طوایف، معتمدان محلی، فعالان اجتماعی و رسانهها میتوانند با موضعگیری صریح و پرهیز از عادیسازی این رفتار، نقش مؤثری ایفا کنند.
حفظ سنتهای ارزشمند محلی به معنای حفظ تمام رفتارهای بهجامانده از گذشته نیست؛ بلکه فرهنگ پویا، فرهنگی است که میتواند میان اصالت و عقلانیت پیوند برقرار کند و در صورت آسیبزا بودن یک رفتار، برای اصلاح آن گام بردارد. میتوان شادی کرد، سنتها را پاس داشت و آیینهای محلی را زنده نگه داشت، بیآنکه صدای گلوله، جای موسیقی شادی یا سکوت محترمانه سوگ را بگیرد.
در نهایت، مقابله با تیراندازی در مراسمها تنها وظیفه نهادهای انتظامی و قضایی نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی است که از خانوادهها آغاز میشود و تا بزرگان محلی، نهادهای فرهنگی و رسانهها ادامه مییابد. هر فردی که از تیراندازی در یک مراسم جلوگیری میکند، در حقیقت برای حفظ جان انسانها و جلوگیری از داغدار شدن خانوادهای دیگر قدم برداشته است. هیچ خانوادهای نباید در روزی که برایش خاطرهای شیرین یا فرصتی برای وداع با عزیزی است، قربانی رسمی شود که میتوان و باید به آن پایان داد.
پایان







ارسال دیدگاه