روشنا بررسی می کند:

جاده‌ای که در تقویم وعده‌ها جا ماند؛ تاریخچه وعده های جاده پلدختر ـ خرم‌آباد

روایت محور پلدختر ـ خرم‌آباد، فقط روایت آسفالت، تونل، پل و اعتبار نیست؛ روایت سال‌ها وعده، مهلت، تغییر برنامه، تغییر دولت و البته انتظار مردمی است که این مسیر را یکی از مهم‌ترین راه‌های ارتباطی جنوب لرستان با مرکز استان می‌دانند.

به گزارش روشنا، گاهی تاریخ یک پروژه عمرانی را می‌توان از روی پیشرفت فیزیکی آن نوشت؛ اما بعضی پروژه‌ها را باید از روی وعده‌هایی که درباره آنها داده شده است روایت کرد. جاده پلدختر ـ خرم‌آباد یکی از همین پروژه‌هاست؛ مسیری که سال‌هاست نام آن در سخنان مسئولان، جلسات، سفرهای استانی، مصوبات، بازدیدهای میدانی و اخبار عمرانی لرستان تکرار می‌شود؛ اما در کنار هر مرحله از عملیات اجرایی، یک پرسش قدیمی نیز همچنان باقی مانده است:
این جاده چه زمانی واقعاً تمام می‌شود؟
روایت این پروژه، فقط روایت آسفالت، تونل، پل و اعتبار نیست؛ روایت سال‌ها وعده، مهلت، تغییر برنامه، تغییر دولت و البته انتظار مردمی است که این مسیر را یکی از مهم‌ترین راه‌های ارتباطی جنوب لرستان با مرکز استان می‌دانند.
آغاز یک وعده بزرگ؛ «مهر ماندگار»
ردپای جدی وعده‌های مربوط به چهارخطه شدن محور پلدختر ـ خرم‌آباد دست‌کم در سال ۱۳۹۱ به‌روشنی دیده می‌شود. در تیرماه همان سال، از سوی نماینده وقت مردم پلدختر و معمولان در مجلس، اعلام شد که طرح چهارخطه شدن جاده پلدختر ـ خرم‌آباد در قالب پروژه‌های «مهر ماندگار» قرار گرفته است. «مهر ماندگار» قرار بود نام خود را با پروژه‌هایی گره بزند که تا پایان دولت وقت به سرانجام برسند. اما زمان گذشت. دولت تغییر کرد و جاده همچنان باقی ماند. همین‌جا نخستین فصل مهم داستان شکل گرفت: پروژه‌ای که قرار بود در قالب یک برنامه مشخص به پایان برسد، وارد دوره‌ای طولانی‌تر از آنچه وعده داده شده بود شد.
سال ۱۳۹۳؛ مطالبه‌ای که هنوز پاسخ نگرفته بود
دو سال بعد، در سال ۱۳۹۳، تکمیل جاده چهارخطه پلدختر ـ خرم‌آباد همچنان به‌عنوان یکی از خواسته‌های اصلی مردم شهرستان پلدختر مطرح بود. فرماندار وقت پلدختر نیز در جریان سفر رئیس‌جمهور به استان، تکمیل این محور را از مطالبات مردم عنوان کرد.
این اتفاق از یک واقعیت مهم حکایت داشت: وعده پایان پروژه در سال‌های قبل، به پایان پروژه منجر نشده بود و اکنون همان پروژه دوباره در فهرست مطالبات مردم قرار گرفته بود. به بیان ساده‌تر، پروژه از «وعده اجرا» به «مطالبه تکمیل» رسیده بود.
پروژه‌ای که فقط با اعتبار جلو نرفت
در سال‌های بعد، موضوع تأمین اعتبار به یکی از محورهای ثابت اظهارنظرها درباره راه‌های لرستان تبدیل شد. پروژه‌های چهارخطه استان یکی پس از دیگری در جلسات مطرح می‌شدند و محور پلدختر ـ خرم‌آباد نیز در میان آنها قرار داشت. اما جاده‌های کوهستانی لرستان پروژه‌هایی ساده و کم‌هزینه نیستند. اجرای آنها نیازمند تونل، پل، دیوار حائل، ابنیه فنی و عملیات گسترده خاکبرداری و زیرسازی است. همین پیچیدگی بعدها در طراحی مسیر جدید پلدختر ـ خرم‌آباد نیز خود را نشان داد.
سیل ۱۳۹۸؛ نقطه عطف جاده
سیل ۱۳۹۸؛ نقطه عطف جادهفروردین ۱۳۹۸ را باید نقطه عطف تاریخ این محور دانست. سیلاب سهمگین لرستان آسیب گسترده‌ای به جاده قدیم پلدختر ـ خرم‌آباد وارد کرد؛ به‌گونه‌ای که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، حدود ۱۵ کیلومتر از مسیر از بین رفت و حدود ۵۰ کیلومتر دیگر نیز تحت تأثیر خسارات سیل قرار گرفت. از اینجا به بعد دیگر مسئله فقط چهارخطه کردن یک جاده قدیمی نبود. سیل نشان داد که بخشی از مسیر موجود از نظر ایمنی و پایداری نیز با چالش‌های جدی مواجه است. در نتیجه، طرح مسیر جدید مطرح شد.
مدیرکل وقت راه و شهرسازی لرستان اعلام کرد که به دلیل خسارات سیل، چهارخطه کردن جاده قدیم دیگر امکان‌پذیر نیست و مسیر جدیدی طراحی شده است. بر اساس آن توضیحات، مسیر جدید در چهار قطعه طراحی شده بود، حدود ۵۳ کیلومتر راه جدید احداث و بهسازی می‌شد و نزدیک به هفت کیلومتر تونل نیز در آن پیش‌بینی شده بود. بدین ترتیب، پروژه‌ای که سال‌ها با عنوان «چهارخطه پلدختر ـ خرم‌آباد» شناخته می‌شد، وارد مرحله‌ای تازه شد.
وعده بزرگ سال ۱۴۰۰؛ «تا پایان دولت تمام می‌شود»
اگر بخواهیم یکی از صریح‌ترین وعده‌های ثبت‌شده درباره این پروژه را مشخص کنیم، باید به آذرماه ۱۴۰۰ برگردیم. در ۱۹ آذر ۱۴۰۰، وزیر وقت راه و شهرسازی، در سفر به لرستان درباره پروژه جاده پلدختر ـ خرم‌آباد اظهار کرد که پروژه تا پایان دولت به اتمام می‌رسد. همزمان، در همان سفر اعلام شد که حدود ۲۰۰ کیلومتر طرح چهارخطه در لرستان تا پایان دولت سیزدهم احداث خواهد شد. معاون وقت وزیر راه و شهرسازی نیز از این هدف سخن گفت که در صورت تأمین اعتبار، محورهای ورودی و خروجی استان تا پایان دولت سیزدهم به صورت چهارخطه در دسترس مردم قرار گیرد. این وعده یک ویژگی مهم داشت: برای نخستین بار یک مهلت سیاسی ـ اجرایی روشن در برابر پروژه قرار گرفت: پایان دولت سیزدهم. اما دولت سیزدهم به پایان رسید و محور پلدختر ـ خرم‌آباد به‌طور کامل به پایان نرسید.
وعده‌ای که به قطعه‌ها تقسیم شد
بعد از آن، زبان وعده‌ها تغییر کرد. دیگر کمتر از «پایان کامل محور» سخن گفته می‌شد و بیشتر درباره قطعات، کیلومترهای مشخص، پیمانکاران، اعتبار و پیشرفت فیزیکی هر بخش صحبت می‌شد. از یک منظر، این مسئله طبیعی است؛ پروژه‌های بزرگ راهسازی مرحله‌به‌مرحله اجرا می‌شوند. اما از منظر مردم، مسئله همچنان ساده است: جاده چه زمانی کامل و ایمن در اختیار مردم قرار می‌گیرد؟ در سال ۱۴۰۲ نیز اعلام شد که برای جاده جدید پلدختر ـ خرم‌آباد بیش از ۱۲۰۰ میلیارد تومان مصوبه دولت وجود دارد. اما وجود مصوبه و اعتبار، با پایان پروژه یکسان نیست. مصوبه زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که به عملیات اجرایی، پیشرفت قابل اندازه‌گیری و در نهایت بهره‌برداری تبدیل شود.
قطعه اول؛ وعده‌ای که خودش چند بار زمان‌بندی شد
جاده‌ای که در تقویم وعده‌ها جا ماندیکی از جالب‌ترین بخش‌های تاریخ این پروژه، سرنوشت قطعه نخست است. در سال‌های اخیر چندین بار برای بهره‌برداری از بخش‌هایی از قطعه نخست زمان تعیین شده است. در اردیبهشت ۱۴۰۱، خبرهایی درباره بهره‌برداری از قطعه اول محور پلدختر ـ خرم‌آباد در همان سال منتشر شد. سال‌ها بعد نیز دوباره زمان‌های جدیدی برای تکمیل و بهره‌برداری بخش‌هایی از همین قطعه اعلام شد. در سال ۱۴۰۴، وعده عملیاتی شدن قطعه اول تا هفته دولت مطرح شد. در ادامه نیز برای بخشی از همین محور زمان‌های جدیدی تعیین شد.
بهمن ۱۴۰۴، شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور اعلام کرد مقرر است ۱۲.۵ کیلومتر از قطعه اول حداکثر تا ۲۰ اسفند به بهره‌برداری برسد. این یعنی حتی در سال‌های اخیر، پروژه همچنان با زمان‌بندی‌های مرحله‌ای برای بهره‌برداری مواجه بوده است.
قطعه چهارم؛ یک عدد بزرگ برای یک سؤال قدیمی
در تازه‌ترین گزارش‌های مربوط به پروژه، وضعیت قطعه چهارم نیز نشان می‌دهد که پایان کامل مسیر هنوز نیازمند منابع قابل توجه است. بر اساس گزارش منتشرشده درباره بازدید هوشنگ بازوند از این قطعه، قطعه چهارم حدود ۱۲ کیلومتر طول دارد، حدود ۳۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و برای تکمیل آن حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان منابع مالی جدید مورد نیاز اعلام شده است. همچنین برای این قطعه چهار تونل، دو پل خاص، دیوارهای حائل و ابنیه فنی متعدد پیش‌بینی شده است. بنابراین حتی اگر قطعاتی از مسیر به بهره‌برداری برسند، نباید افتتاح یک قطعه را با پایان پروژه اصلی یکی دانست. این تفکیک برای افکار عمومی اهمیت زیادی دارد.
از «مهر ماندگار» تا «پایان دولت»؛ چه چیزی تغییر کرده است؟ اگر تاریخ این پروژه را کنار هم بگذاریم، یک الگوی قابل توجه دیده می‌شود:
۱۳۹۱: پروژه در قالب «مهر ماندگار» مطرح شد.
۱۳۹۳: تکمیل چهارخطه محور همچنان مطالبه مردم بود.
۱۳۹۸: سیل، بخش بزرگی از مسیر را تخریب کرد و طراحی مسیر جدید را ضروری کرد.
۱۴۰۰: وعده شد پروژه تا پایان دولت سیزدهم به اتمام برسد.
۱۴۰۲: بیش از ۱۲۰۰ میلیارد تومان مصوبه برای جاده جدید اعلام شد.
۱۴۰۴ و ۱۴۰۵: همچنان برای تکمیل قطعات مختلف و بهره‌برداری بخش‌هایی از مسیر زمان‌بندی جدید اعلام شد.
این خط زمانی نشان می‌دهد مسئله اصلی دیگر فقط «شروع پروژه» نیست. مسئله، تداوم پروژه تا رسیدن به پایان واقعی آن است. چرا وعده‌ها محقق نشدند؟ پاسخ این سؤال را نمی‌توان فقط در یک عامل جست‌وجو کرد. محدودیت منابع مالی، افزایش شدید هزینه‌های ساخت، شرایط سخت جغرافیایی، نیاز به تونل و پل، تغییر مسیر پس از سیل ۱۳۹۸، مشکلات پیمانکاری و تأمین مالی، همگی می‌توانند در کندی یک پروژه بزرگ نقش داشته باشند.
بنابراین نمی‌توان هر تأخیر را صرفاً به «بدقولی مسئولان» نسبت داد. اما از طرف دیگر، وقتی یک مقام رسمی برای یک پروژه مهلت مشخص تعیین می‌کند، افکار عمومی حق دارد در پایان آن مهلت درباره میزان تحقق وعده سؤال کند. این همان جایی است که «پروژه عمرانی» به «موضوع پاسخگویی عمومی» تبدیل می‌شود.
مسئله فقط یک جاده نیست
برای مردم پلدختر و معمولان، این محور فقط یک پروژه عمرانی روی کاغذ نیست. این مسیر با زندگی روزمره مردم، حمل‌ونقل، دسترسی به مرکز استان، جابه‌جایی کالا و محصولات کشاورزی، گردشگری، امدادرسانی و امنیت سفر گره خورده است. هر روز تأخیر در تکمیل یک مسیر ایمن، فقط به معنای عقب افتادن یک جدول زمان‌بندی نیست. به همین دلیل، مطالبه مردم را نباید با یک خبر جدید درباره تخصیص اعتبار یا بازدید یک مقام پایان‌یافته تلقی کرد.مردم حق دارند بدانند:
چه مقدار از پروژه باقی مانده است؟ اعتبار مورد نیاز چقدر است؟ چه مقدار اعتبار واقعاً تخصیص یافته است؟ هر قطعه دقیقاً چه میزان پیشرفت دارد؟ پیمانکار هر قطعه چه کسی است؟ تاریخ قطعی بهره‌برداری چه زمانی است؟ و مهم‌تر از همه: اگر این تاریخ محقق نشد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
از «وعده» به «تقویم پاسخگویی»
شاید وقت آن رسیده باشد که در مورد پروژه پلدختر ـ خرم‌آباد، شیوه مطالبه‌گری نیز تغییر کند. از این پس هر وعده باید چهار مؤلفه روشن داشته باشد: ۱. عدد: چند کیلومتر؟ ۲. پول: چه میزان اعتبار و چه میزان تخصیص واقعی؟ ۳. زمان: تاریخ دقیق بهره‌برداری چه روزی است؟ ۴. مسئول: اگر وعده محقق نشد، چه دستگاه و مسئولی باید توضیح دهد؟ بدون این چهار مؤلفه، وعده جدید فقط یک خبر جدید است. اما با وجود این چهار مؤلفه، وعده می‌تواند تبدیل به یک تعهد قابل سنجش شود.
جاده‌ای که نباید در حافظه مردم فقط با وعده‌ها شناخته شود
تاریخچه محور پلدختر ـ خرم‌آباد، تاریخچه یک پروژه ساده عمرانی نیست. این تاریخچه، مجموعه‌ای از وعده‌ها، تغییر شرایط، سیل، تغییر طرح، تخصیص اعتبار، تغییر دولت‌ها و تلاش‌های اجرایی است. اما در نهایت مردم با یک معیار ساده قضاوت خواهند کرد: جاده ساخته شد یا نه؟ ممکن است مسئولان بسیاری در طول سال‌ها برای این پروژه تلاش کرده باشند و ممکن است بخش‌های مهمی نیز به نتیجه رسیده باشد؛ اما تا زمانی که مسیر مورد نیاز مردم به شکل کامل، ایمن و استاندارد در اختیار آنان قرار نگیرد، پرونده پروژه بسته نشده است. از «مهر ماندگار» تا «پایان دولت سیزدهم» و از وعده‌های متعدد برای بهره‌برداری قطعات تا زمان‌بندی‌های جدید، یک پرسش همچنان زنده است: چند وعده دیگر باید داده شود تا این جاده سرانجام از تقویم وعده‌ها خارج و وارد زندگی مردم شود؟ شاید بهترین وعده درباره این پروژه دیگر یک جمله انتخاباتی یا یک اظهارنظر رسانه‌ای نباشد. بهترین وعده، یک برنامه شفاف، اعتبار مشخص، زمان‌بندی قابل سنجش و گزارشی باشد که مردم بتوانند تحقق آن را روی زمین ببینند. جاده پلدختر ـ خرم‌آباد بیش از آنکه به وعده‌ای تازه نیاز داشته باشد، به پایان وعده‌ها و آغاز پاسخگویی دقیق درباره زمان واقعی بهره‌برداری نیاز دارد.

تحقیق و گزارش: زهرا شفیعی

این مقاله با ساختار، روایت و تحلیل مستقل و بر اساس بررسی و تطبیق منابع عمومی و آرشیوی تهیه شده است. نقل اطلاعات و اظهارات مسئولان، نافی حقوق پدیدآورنده این متن نسبت به نگارش و ساختار اختصاصی آن نیست.

بازنشر این مقاله با ذکر نام نویسنده و لینک مطلب مجاز است.