وضعیت درمان در پلدختر اورژانسی است؛ مسئولان دقیقاً کجایید؟
به گزارش روشنا؛ الهه احمدی روزنامه نگار ارشد لرستان طی یادداشتی نوشت: سلامت و دسترسی عادلانه به خدمات درمانی، از ابتداییترین و کم ترین حقوق شهروندان و در عین حال یکی از مهمترین شاخصهای توسعهیافتگی جوامع به شمار میرود؛ حقی که نباید با محل تولد، فاصله جغرافیایی یا محرومیت اقتصادی و زیرساختی افراد دچار تبعیض شود.
در سالهای گذشته، همواره از «عدالت در سلامت» و ضرورت توزیع متوازن امکانات درمانی در مناطق مختلف کشور سخن گفته شده است. طرح تحول سلامت نیز با هدف کاهش بخشی از نابرابریهای درمانی و افزایش دسترسی مردم به خدمات پزشکی اجرا شد. با این حال، آنچه امروز در شهرستان های پلدختر و معمولان مشاهده میشود، پرسشهای جدی درباره میزان تحقق این عدالت ایجاد کرده است.
پلدختر؛ در مسیر تردد، اما دور از امکانات درمانی
پلدختر و معمولان در جنوبیترین بخش استان لرستان و در مجاورت استانهای خوزستان و ایلام قرار دارند؛ مناطقی که به دلیل موقعیت جغرافیایی، قرار گرفتن در مسیر ارتباطی تهران به جنوب و حجم قابل توجه تردد خودروها، همواره با خطر حوادث جادهای و مراجعه مصدومان و بیماران مواجهاند، از سوی دیگر، این منطقه تنها به جمعیت خود خدمات نمیدهد و بخشی از مراجعان درمانی مناطق پیرامونی مانند رومشکان، دره شهر، ماژین و…. نیز برای دریافت خدمات پزشکی به مراکز درمانی آن مراجعه می کنند. با چنین موقعیتی، انتظار میرود پلدختر از زیرساخت درمانی متناسب با نیاز جمعیت، موقعیت جغرافیایی و حجم مراجعات برخوردار باشد؛ اما گلایههای مردم از کمبود پزشک، بهویژه در برخی رشتههای تخصصی، دندانپزشکی و دیگر خدمات پزشکی، همچنان پابرجاست. مسئله زمانی جدیتر میشود که یک بیمار برای دریافت خدمات تخصصی ناچار باشد مسیر پلدختر تا خرمآباد یا حتی شهرهای خارج از استان را طی کند؛ بیماری که گاه خود نیازمند مراقبت و آرامش است، اما مجبور میشود برای دسترسی به یک پزشک متخصص، رنج سفر و هزینههای اضافی را نیز تحمل کند.
وقتی درمان، خودش به یک سفر پرمخاطره تبدیل میشود
برای بیماری که در پلدختر زندگی میکند، مراجعه به مرکز استان صرفاً به معنای پرداخت هزینه و صرف چند ساعت زمان نیست. مسافت، شرایط جاده، هزینه رفتوآمد، اقامت احتمالی، همراه بیمار و فشار روحی ناشی از بیماری، مجموعهای از مشکلاتی است که به بار درمانی خانواده اضافه میشود. این وضعیت برای بیماران نیازمند مراجعات مکرر، سالمندان، خانوادههای کمبرخوردار و بیمارانی که نیاز به پیگیری مستمر دارند، میتواند دشوارتر باشد. سؤال روشن است: چرا شهروند پلدختری برای دریافت خدمتی که باید تا حد امکان در محل زندگی او قابل دسترس باشد، باید بار سفر درمانی را به دوش بکشد؟
محرومیت درمانی را نمیتوان با چند وعده مدیریت کرد
مسئله درمان پلدختر، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً با برگزاری یک جلسه، صدور یک وعده یا اعزام مقطعی یک پزشک حل کرد. اگر کمبود نیروی متخصص وجود دارد، باید برای آن برنامه مشخص ارائه شود. اگر ماندگاری پزشکان در مناطق محروم با مشکل مواجه است، باید علت آن شناسایی و برای آن راهکار عملی تعریف شود. اگر زیرساختهای بیمارستانی پاسخگوی نیاز مردم نیست، باید وضعیت موجود با نیاز واقعی منطقه مقایسه و برای رفع فاصله میان این دو برنامهریزی شود. مردم حق دارند بدانند ظرفیت واقعی درمانی پلدختر چقدر است، چه تعداد پزشک متخصص در شهرستان فعالیت میکنند، چه رشتههایی با کمبود مواجهاند و برای جبران این کمبود چه برنامهای وجود دارد. اینها پرسشهای سیاسی نیست؛ پرسشهای ساده و اساسی شهروندانی است که مالیات و هزینههای زندگی خود را پرداخت میکنند و انتظار دارند هنگام بیماری، از حداقل خدمات درمانی مناسب برخوردار باشند.
مسئولان دقیقاً کجای این معادله ایستادهاند؟
در چنین شرایطی، نقش مسئولان شهرستانی و استانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. نماینده مردم پلدختر و معمولان در مجلس شورای اسلامی، فرمانداران شهرستانهای پلدختر و معمولان و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی لرستان و اصحاب رسانه هرکدام در جایگاه حقوقی و مهم خود میتوانند و موظف هستند پیگیر این مطالبه باشند و مردم نیز حق دارند درباره اقدامات انجامشده و نتایج آن پاسخ روشن دریافت کنند. نماینده مردم پلدختر و معمولان در مجلس شورای اسلامی چه میزان از ظرفیت قانونی خود را برای پیگیری وضعیت درمان منطقه به کار گرفته است؟ فرمانداری های پلدختر و معمولان برای رفع کمبودهای درمانی چه اقداماتی انجام داده اند؟ دانشگاه علوم پزشکی لرستان چه برنامهای برای افزایش دسترسی مردم منطقه به پزشکان متخصص دارد؟ وزارت بهداشت برای تأمین نیروی انسانی و تقویت زیرساختهای درمانی مناطق محروم چه برنامهای برای پلدختر دارد؟ و اساساً چه کسی مسئول پاسخگویی به این وضعیت است؟ پاسخ این پرسشها نباید به چند جمله کلی درباره «پیگیری موضوع» یا «در دستور کار بودن مشکلات» محدود شود. مردم نتیجه میخواهند. از سوی دیگر، انتظار میرود نماینده ولیفقیه در استان لرستان که خود فرزند شهر پلدختر هست نیز با توجه به جایگاه اجتماعی و ظرفیت اثرگذاری خود، صدای مطالبات مردم مناطق محروم استان را در حوزههای اساسی همچون سلامت و درمان به گوش مسئولان ملی برساند. پلدختر نباید صرفاً زمانی مورد توجه قرار گیرد که حادثهای رخ میدهد یا تصویری از مشکلات مردم در رسانهها منتشر میشود. محرومیت درمانی یک مسئله روزمره است و باید پیش از وقوع بحران برای آن چارهاندیشی شود.
مردم پلدختر حق دارند پاسخ روشن بشنوند
مطالبه مردم پلدختر و معمولان پیچیده نیست؛ آنها امکانات غیرمتعارف نمیخواهند. انتظار آنها این است که متناسب با جمعیت، موقعیت جغرافیایی، نیازهای درمانی و شرایط خاص منطقه، از خدمات پزشکی و بیمارستانی شایسته برخوردار باشند. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان استانی و شهرستانی به جای کلیگویی، درباره وضعیت درمانی این منطقه شفاف، دقیق و عددی سخن بگویند. چه تعداد پزشک متخصص در پلدختر فعال است؟ چه رشتههایی با کمبود مواجهاند؟ وضعیت تجهیزات و امکانات تنها بیمارستان چگونه است؟ برای ماندگاری پزشکان در منطقه چه اقداماتی انجام شده است؟ و مهمتر از همه، برنامه دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای کاهش این فاصله درمانی چیست؟ اینها مطالبات یک رسانه یا یک جریان سیاسی نیست؛ پرسشهای شهروندانی است که حق دارند از خدمات درمانی متناسب با نیازهایشان برخوردار باشند.
رسانه «روشنا» ضمن طرح این مطالبه عمومی، آمادگی دارد پاسخ دانشگاه علوم پزشکی لرستان، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر مسئولان ذیربط را بدون کموکاست منتشر کند.







[…] درباره آمبولانسهای اختصاصیافته به این پایگاهها نیز اظهار کرد: […]
مطلب خوبی بود درود بر روشنا